تبليغاتX
من و تو

من و تو

هیچ لحظه ای به اندازه لحظه های با تو بودن شیرین نیست ...


بابا این دیگه کیه هر چی ما توی این دو سه روزه مینویسیم ثبت نمیکنمه.........اشکبوس شمپت..

سفر کردم که از عشقت جدا شم

                    دلم میخواست دیگه عاشق نباشم

ولی عشق تو در دل موند و ای داد

                                  دل دیوونمو سوزوند و ای داد

                                             هنوزم عاشقم....هنوزم عاشقم دنیای دردم

مثل پروانه ها دورت میگردم.................ای خدا

                                  سفر کردم که از یادم بری دیدم نمیشه

                                                   اخه عشق یه عاشق با ندیدن کم نمیشه

                                                      هنوز پیش مرگتم من بمیرم تا نمیری

                                 خوشم با خاطراتت اینو از من نگیری (حد اقل دیگه اینو نگیری از ما)

دلم از ابر و بارون بجز اسم تو نشنید

                       تو مهتاب شبونه فقط چشمام تو رو دید

نشو با من غریبه مثل نامهربون ها.........

                                               بلا گردون چشمات زمین و اسمون ها...........

هنوز پیش مرگتم من ....بمیرم تا نمیری

                                 خوشم با خاطراتت اینو از من نگیری

تو رو دیدم تو بارون دل دریا تو بودی

                                  تو موج سبز سبزه تن صحرا تو بودی

مگه میشه ندیدت تو مهتاب شبونه

                        مگه میشه نخوندت تو شعر عاشقونه؟.................

میخوام عاشق بمونم اما میترسم.......میترسم بگی عشقی نمونده

 

 سلام  عزیز  خوبی  می دونم این روزها  زیاد  با این  شعر  ها حال  نمی  نمی  کنی   اما  چکنم  دست  خودم  نیست 

راستی  خیلی  دوست  دارم  ببینمت 

تو  رو  خدا بیا   ببینمت  

من  تا ۱۰  تا ۲۰  روز دیگه جهرم  هستم  اگه کارم  جور  شد  دیگه هیچ وقت نمی تونم  ببینمت   تو  رو  خدا  بیا  ببینمت  سا.....ز فقط  یکبار  دیگه  نیستم   تورو  خدا  منو  درک  کن

قلبمو تکه تکه کردی.............

تکه تکه های قلبمو با تو قسمت میکنم ....................

شاید هیچ اثری براین سرمای زمستانی نداشته باشد اما برای لحظه ای میتوانی گرمای عشق واقعی را در دستانت احساس کنی...........

تو  رو  خدا منو  فراموش نکن  من  ..............سا

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 21:41 توسط ا...مجنون |

سلام  سلام  تنهایی ...........................

اینو  می  نویسم  واسه  تنهایی خودم 

بهش بگین بی خبرم بپرسین عشقه ما چی شد؟

چشمه سیاش طرزه نگاش حجب و حیاش ماله کی شد؟

اونی که تازه اومد و تویه دلم خاطره شد

بهش بگین با رفتنش کاره دلم یکسره شد

پر زدو رفت حتی برام خطو نشونم نکشید

رفتو نشست رو شونه یه اونکه به فکرم نرسید

بهش بگین همین روزا تویه دلم میکشمش

خدا نیاره اون روزو بیوفته چشمم تو چشش

دیوونه بود اما منم دیوونه تر از عشق اون

قلبمو زد به نامشو پر زدو رفت از اشیون

عاشقی کاره تو نبود من عاشقت بودمو بس

اون همه احساسه منو کشتی گلم پایه هوس

اما هنوز دوست دارم به جون اون که دوس داریش

وقتی که اسمه تو بیاد زنده میشم نفس نفس

+ نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت 12:53 توسط ا...مجنون |

اگر حلقه عشق از طلاست  حلقه  دوست از وفاست  مخلص هر چی  باوفاست ...

این هم از امروز  البته تموم نیست  اما تموم می شه 

 خوب واجبه  شوق  دیدار تو را قاصد بی رحم چه داند آنقدر شوق به دیدار تو دارم  که خدا میداند ....

..../././././././././....تموم شد

خوب بخیالش  مطلب امروز تموم شد نه حرف من  شاید اونم تموم شه

خوب بای تا بعد ....

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:21 توسط ا...مجنون |

سلام  من  باز  امدم  خوب  از  کجا  باید  بگم 

خانمی  .... خانمی  من 

خوب  خدایش  یه  چیز  بپرسم   راستش و  می  گی 

می  گما  ...................

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
 چقدر  حال  کردی  که  منو  اذیت  کردی 

بی  خیال  ...

فکر  کنم  این  کمی  تکراری  باشه  می خوام  یه  هدف  والا  داشته  باشم   خانمی  بنظر  شما  اون 

هدف  چی  می  تونه  باشه  من  یه  شعر  می نویسم  از یکی  از  شاعران  معرف  هستش

باید  بشناسید  اون  شاعرو  

در خیال

اوست گرفته شهر دل

                  من به کجا سفر برم؟

                                   من به کجا سفر برم؟

                                           من به کجا سفر برم؟

 

 

 

 

 

فکر  کنم  با  خواندن  این  شعر  بتونی بفهمی اون   هدف  من چی می تونه  باشه  

خانمی  اون  روز  دیدمت  خیلی  تغیر  کرده بودی .تو  با  اونی که  من    می  شناختم  خیلی  فرق  کرده  بودی  

خانمی تو نباید بخاطر یه محیط و ادماش  تغیر کنی   خانمی من برا مدتی برگشتم جهرم اما بزودی از این جهنم واسه همیشه می رو م

 بزار یه شعر برات بنویسم  اخه خیلی دلم گرفته  خانمی  داغونم کردی  خدا کنه بدونی با من چیکار کردی 

هنوز  برام عزیزی  هنوز  برام  همونی   بخاطر  تو میرم   می خوام  این و بدونی

هیچی نگو  می دونم  تو  دوستم  نداری  

  من  که  گذشتم  از عشق  بخاطر  دل  تو  هر  کاری گفتی کردم  که  هر  چه  مشکل  تو 

من  که  بخاطر  تو  از  خودتم  گذشتم  این  شده  حال و روزم     

                                       این  شده  سرگذشتم 

                                          هنوز  برام  عزیزی

خانمی من  با  ایت  یه  شعر  رازی نمی شم تو چی ..

می دونم  ...

می  دونم از خورد شدن  من  جلو  چشمام  لذت  می بری  

باشه  یه  چیز  دیگه می  نویسم ......

نه  شعر نمی نویسم  از  دل می نویسم  هر  چه  دوست  داشتی اسمش  بزار 

اون که با تیر به زهر الوده ی عشق دل و دیدمو به هم دوخت تو بودیُ تو بودی...........

اره ....اره دیگه اونی که .....ولش کن اصلا گفتنش چه فایده داره ولی بدون حداقل:

تومنو به بازی تلخی کشوندی که ندونسته به انتها رسوندی......

حالا دوباره نوبت غصه خوردنه.نوبت انتظار کشیدن و باز هم انتظار کشیدن.اخه تا کی..تا کی باید همین چرخه تکرار بشه...نمیدونم تا کی می تونم تحمل کنم...

 

بی تو بین همه ادم ها بدجوری احساس غربت می کنم

(ادم نمیفهمه کدوم قسمت جدیه کدوم قسمت شوخی)....

 

من  بای  تا  بعد  گه  بودم  میام  عزیزم  

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:10 توسط ا...مجنون |

سلام  خوبی  من  باز  امدم  

نمی  دونم  از شما  باید  بدم  بیاد   یا  که  نه  ............

خانمی  من  شما  رو  دوست  دارم   اگر غیر  از این  بود  می تونستم  با  شما  دشمن باشم  

اما  نه هر  چه  بنویسم  و  از  شما  بگم  جز  دوست داشتن  نیست 

 خوب خانمی شما  چی  هر  کاری  کردی

  واسه  من  جز  اذیت  نبود  اما  خانمی با این  اذیت  های شما باز   من تو  این  مدت  اذیت  نشدم 

فقط دوری  شما    /....

خانمی  دوست  دارم  ................. نه  نمی  نویسم  تا  ببینیم  خدا  چی  می  خواد  ..

خانمی می دونم   تو این  مدت

که  با من  صحبت  می  کردی    مثل  جومونگ  یه  هدف  والا داشتی   خوب  اون  هدف والا چی بود  .  خوب خانمی من

یه  حدثهای می  زنم  اون دوستت تو ن هدف  والای شما  بود  . درسته   اره  که  درسته 

خوب  به  اون  هدف  والا  رسیدی ..امیدوارم  که  رسیده  باشی 

  اما خانمی............. 

هیچ فکرشو  کردی  که اگه یه شخسیت دیگه به جا من بود  به سر شما چی می امد  .....

خوب  خانمی   من می روم  تا  بعد  .....

+ نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:48 توسط ا...مجنون |

کاش از اول مي دونستم
واسه من موندني نيستي

يادته موقع رفتن
از ته دل مي گريستي

يادت تو پر از فريبه
واست از جونم گذشتم

حرمت و شکستي رفتي
هنوزم غريبه نيستي

کاش از اول مي دونستم
که تو هم تنهام ميذاري

تو بودي بود و نبودم
اما نه دوسم نداري

الهي که يه آب خوش
از تو گلوت پايين نره

الهي توي زندگيت
بيفته صد هزار گله

الهي چشماي سيات
وفا از هيچکس نبينه

نفرين و لعنتت کنن
لياقت تو همينه

چشماي خيس و به راهت
بگو دوختم يا ندوختم

عمري تو زخم زبون هات
بگو سوختم يا نسوختم

دلتو پر از فريبه
واست از جونم گذشتم

الهي که يه آب خوش
از تو گلوت پايين نره

الهي توي زندگيت


بيفته صد هزار گله

الهي چشماي سيات


وفا از هيچکس نبينه

نفرين و لعنتت کنن


لياقت تو همينه

الهي تنهات بذارن

الهي در به در بشي

الهي آتيش بگيري


بسوزي خاکستر بشي

مي دوني فرقي نداره


واسم بودو نبود تو

الهي آتيش بگيره


تمام تار و پود تو

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 19:12 توسط ا...مجنون |

نفرین

آهای تو که فکر می کنی خیلی دلم تنگه برات
آهای تو که دوست نداری سر بذارم رو شونه هات
آهای تو که به من می گی به پام بسوز باهام بساز
حالا اگه میخوای بری...راه بازه و جاده دراز

نفرین کنی یا نکنی فرقی واسش نداره
هر کی که یار اون بشه میره تنهاش میذاره
برو که فکر رفتنت آتیش به جونم میزنه
غم از تو باوفاتره هرشب به من سر میزنه

یادته وقت رفتنت واسم پیغوم گذاشتی
گفتی کنار من بودی اما دوسم نداشتی
منتظرم اون روز بیاد که دستمو بگیری
توی چشام نگاه کنی جون بکنی بمیری
جون بکنی بمیری

الهی لحظه های خوش تو زندگیت نباشه
الهی بهترین رفیقتم ازت جدا شه ..جدا شه

-:بسه دیگه نفرین نکن
-:آخه دلمو سوزونده...رفته با غریبه ...
-:پس لیاقتش همینه

الهی نفرینای من دامنتو بگیره

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 19:10 توسط ا...مجنون |

بهم میگن ساده نباش دوست نداره
بهم میگن دست تو دست غریبه ها میذاره
بهم میگن که تو منو بازیچه کردی
میگن یه روز میری و بر نمیگردی

نمیدونن عشق منی
غرورم و نمیشکنی
آسمونم زمین بیاد
بدون فقط مال منی
بگو تو هم دوسم داری
بگو تو هم دوسم داری

محرم رو زخمام میذاری

نذار از دوریت بمیرم
نگو که تنهام میذاری


بگو که سردی با همه
دوسم داری یه عا لمه

نذار بگن بازیچتم
بذار بگن دوسم داری
نه نه
نذار که عشق منو تو
رنگ جدایی بگیره
نمیذارم یه بی وفا
عشقم و از من بگیره

(مجید خراطها & مهدی ابراهیمی & حمید دی جی )

بگو که سردی با همه
دوسم داری یه عالمه

Dj

ببین همه هستی و مستی
و عشقم و به پای تو باختم
روزگار سردم
رفتی و نیستی و تنهایی اومده
سوختم و ساختم
حالا فقط یه چیز میخوام از تو
بذاری دست توی دستام
خاطره هام ..

بگو که سردی با همه

دلت میاد دم رفتنه
میگی نیا دنبال من
گفتم عشق من
بمون پیش من
دوست دارمن
بمون پیش من

رفتی و منو تنها گذاشتی
من موندم و عکسی که برام گذاشتی
هر شب نگاه می کنم من به عکس تو
دلم تنگ شده واسه اون چشمایی که داشتی
دلمو فقط میدم به تو
هر شب میبینم خواب تو
همه دنیا رو گشتم نبود مثل تو
خانم ببخشید ...

میزنی به گند تو دوست دارم رو
نگو برو تو رو نمیخوام
دارم زجر میکشم عزیزم
دستم و تنها نذار گلم
بذار که فریاد بزنم میخوام بگم دوست دارم

دوست دارم
دوست دارم
دوست دارم
دوست دارم
دوست دارم

حرفام تموم شد
دیگه چیزی ندارم بگم
اگه منو نمیخوای
باشه از پیشت میرم
اما بدون بعد میام سراغتو میگیرم
تنهام گذاشتی
ولی بازم برات میمیرم
کاش بدونی بی کسی
چی به روزمن آورد
اینهمه بی مهری هات
تو رو از یادم نبرد
میرم نمیخواد بدون
وقتی تنگ میشه دلم
با چشم گریون میگم
خدانگهدار گلم

+ نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 14:43 توسط ا...مجنون |

باز دیشب دوباره تو کوچه ی تنگ و تاریک خاطره ها قدم زدم

دوباره یادت اومد تو ذهنم و پیش خود از اسم تو دم زدم

دوباره یادم اومد اون لحظه های بی کسیم با تو بودن

زیر بارون ، ترانه ای از عشق تو سرودم

اما نه ، قلب تو دریاست هنوزم به یادم هستی

می دونم تو هم غریبی حالا هر کجا که هستی

اما نه ، قلب تو دریاست هنوزم به یادم هستی

می دونم تو هم غریبی حالا هر کجا که هستی

 

تو اگه صدامو می شنوی بدون دلم تنگه برات

بگو تو هم  هر شب به یاد من بارونی میشه گونه هات

بگو هنوزم دل تو طاقت دوری نداره

بدون هنوز شاخه های گل تو رو به یاد من میاره

دیگه حتی قاصدک هم از تو پیغامی نداره

هیچ کی نیست منو بفهمه سر روی شونم بزاره

چه غریبونه نشستم چشم به راهت تک و تنها

چه کنم وقتی که نیستی منم و دنیای غم ها

هنوزم شاخه های گل تو رو یاد من میاره

بغض وجودم و می گیره اشکام برگ هاش می باره

هنوزم شاخه های گل تو رو یاد من میاره

اشک تو چشمام حلقه بسته ، چشمام تا سحر بیداره

+ نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 14:40 توسط ا...مجنون |

باز یاد تو کردم ،گفتی بر نمی گردم!!!
باز دلو سوزوندی ،من با تو چه کردم؟!!!
با تو چه کردم،اون روزای آخر!!!
یادم نرفته،تو منو شکستی!!!

ترکت نکردم!!1
ترکت نکر دم !!!
بدون که هرگز از یادم نرفته!!!
اون روزای خوب بودن با تو!!!
آخه خودت بگو بی رحم!!!
حالا من بی وفا ترم یا تو!!!
میخوام بهت بگم که بی وفا بودی!!!
رفتی عهد و قسمهامون و شکوندی!!!
رفتی و چشم من مونده به راه تو !!!
حالا من بی وفا ترم یا تو؟!!!


باز یاد تو کردم ،گفتی بر نمی گردم!!!
باز دلو سوزوندی ،من با تو چه کردم؟!!!
با تو چه کردم،اون روزای آخر!!!
یادم نرفته،تو منو شکستی!!!
ترکت نکردم!!1
ترکت نکر دم !!!
بدون که هرگز از یادم نرفته!!!
اون روزای خوب بودن با تو!!!
آخه خودت بگو بی رحم!!!
حالا من بی وفا ترم یا تو!!!
میخوام بهت بگم که بی وفا بودی!!!
رفتی عهد و قسمهامون و شکوندی!!!
رفتی و چشم من مونده به راه تو !!!
حالا من بی وفا ترم یا تو؟!!!

+ نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 14:35 توسط ا...مجنون |

زندگی هنوز ادامه دارد.
بدون اینکه منتظر ما بشود
باید به این زندگی امیدوار باشیم
و به خدا ایمان داشته باشیم

Home
Email
Night Skin

FreeCod Fall Hafez

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس